رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 10 آبان 1396 - 16:37
  • کد خبر : ۷۴۶۷
  • مشاهده :  409 بازدید
  • چاپ خبر : از ترانه تا ترانه
در سالهای اخیر شاهد ظهور سبک های جدیدی در موسیقی هستیم که از نظر ارزش ادبی یکی از بی پایه و اصول ترین دوره های تاریخ موسیقی ایران است.حتی زمانی که موسیقی کوچه بازاری نیز رواج پیدا کرده بود هم بعضا نگاهی هنری و اصولی تر نسبت به ادبیات و ترانه حاکم بود.

از ترانه تا ترانه

لطفا بدون هیچ غرض ورزی و بدون پیش زمینه موسیقایی مصرع های زیر را با هم مقایسه کنید. اونا یه روز دو روز عاشقتن بعد دیگه بای بای هوی من های های های های های با تو میشه زندگی رو باطل کرد  من بی کله رو عاشق کرد   نمیشه جاده رو با یک رفت بارون […]

لطفا بدون هیچ غرض ورزی و بدون پیش زمینه موسیقایی مصرع های زیر را با هم مقایسه کنید.
اونا یه روز دو روز عاشقتن بعد دیگه بای بای
هوی من های های های های های
با تو میشه زندگی رو باطل کرد  من بی کله رو عاشق کرد   نمیشه جاده رو با یک رفت
بارون شلق شلق میزنه رو گونه هامون
همه اینو میدونن که من شدم وابستت.منو عکسای دوتایی تو لامصب
.
.
.
بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره
هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره

تمام روز می خندم تمام شب یکی دیگه م
من از حالم به این مردم دروغای بدی میگم

اشکاتو کی می شمره وقتی که
دستای من از گونه هات دوره
رفتن همیشه اختیاری نیست
آدم یه جاهایی رو مجبوره
.
در سالهای اخیر شاهد ظهور سبک های جدیدی در موسیقی هستیم که از نظر ارزش ادبی یکی از بی پایه و اصول ترین دوره های تاریخ موسیقی ایران است.حتی زمانی که موسیقی کوچه بازاری نیز رواج پیدا کرده بود هم بعضا نگاهی هنری و اصولی تر نسبت به ادبیات و ترانه حاکم بود.
اگر چه نام نهادن ترانه بر کلماتی که امروز با صداهای آشنا و اغلب نوظهور موسیقی پاپ کشور راهی بازار می شود،جفایی است  بر حق ترانه و معدود ترانه سرایانی که نگاه آکادمیک به این حیطه دارند.
از نگاه اصولی هم بهتر است  که این کلمات که برای پر کردن ملودی و اغلب بدون کوچکترین نگاه شاعرانه و حتی بدون رعایت کردن قواعد قافیه در حیطه ترانه(lyric)  وارد نکرد و در سطح (word) قرار میگیرند.
حال سوال اینجاست،خوانندگان و تیم هنری شان ما که مسئول تامین بخشی از خوراک فکری و فرهنگی مخاطبان و مردم کشور هستند چه بلایی به سر ترانه و ادبیات ما آورده اند که اگر در سال های گذشته این به ظاهر اشعار را  از کسی می شنیدیم فقط به دیدگاه طنز و شوخی با آنهابرخورد می کردیم.
حالا  همین به اصطلاح سلبریتی های موسیقی مملکت که در حباب خود غوطه ور شده اند با ژست های هنری و نگاه از بالا به پایین هیچ گونه نقد سازنده ای را قبول ندارند و همه اش را به پای حسادت می گذارند. درد اینجاست که این فرهنگ  عدم توجه به نقد سازنده به هواداران آنها که اغلب هم از قشر نوجوان هستند نیز  سرایت داده می شود که شاهد بسیاری از حمله های تند  و بی ادبانه و ناملایمات در صفحات اجتماعی هستیم.
در این چرخه نمی توان نوک پیکان اتهام را به شخص خاصی نشانه رفت بلکه همه به نوبه خود مقصر هستند.
وزارت ارشادی که با سیاست های غلط فرهنگی خود و سخت گیری و ولنگاری های دوره ای که جای خود دارد.
شورای شعری که پیش ازین صابون سخت گیری هایش به تن تمام ترانه سراهای مطرح ما خورده است، حالا بسیاری از کارهایی را تایید می کند که در سال های گذشته حتی کسی در خواب هم نمی دید.

درد اینجاست که خواننده های قدیمی تر که کارنامه قابل قبولی هم دارند گاها با این جریان همسو می شوند تا از مارکت موسیقی عقب نیفتند.
اما در نهایت این هنر اصیل  است که جایگاه همیشگی خود را میان مردم حفظ می کند و این موج های خروشان هم به ساحل می رسند و به گل می نشینند و در حد  یک خاطره در ذهن مردم  با قی می مانند. اگر نگاهی دقیق تر به روند چند سال گذشته موسیقی کشور داشته باشیم متوجه این موضوع می شویم  كه چه خوانندگان مطرحی که به سختی باید بلیط کنسرت شان را تهیه میکردی ، حال دیگر اثری از آن ها نیست و به باد فراموشی سپرده شده اند.
پیش بینی میشود همانگونه که در قرن ۱۲ مکتب بازگشت ادبی توسط شاعران متعهدی چون مشتاق و هاتف اصفهانی راه افتاد و به نوعی ادبیات ما را از سطحی نگری نجات داد، در آینده نیز شاعران و ترانه سرایان هم عصر ما برای بازگشت به سبک اصولی و مفهومی ادبیات دست به کار شوند و به این پیکر نیمه جان،جانی تازه ببخشند.
ضمن اینکه تجربه ثابت کرده که سلیقه مردم بعد از مدتی یکنواختی و سطحی نگری را پس می زند. برای مثال اگر به گذشته نگاه کنیم آثاري كه از هر نظر در سطح  پایین هنری بودند مورد  توجه قرار می‌گرفتند و در زمان حال طرفدار بسیار  کمی دارند و فرهنگ عام این سبک را پس میزند. به امید روزی که شاهد هنر اصولی و حرفه ای در باللترین سطوح هنری کشورمان باشیم.

ستار مشايخي

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه