رفتن به بالا
  • یکشنبه - 14 بهمن 1397 - 15:10
  • کد خبر : ۷۸۶۷
  • مشاهده :  91 بازدید
  • چاپ خبر : وزیر باشم، با هنرمندان چای می‌خورم و می‌پرسم چرا به جشنواره نمی‌آیید؟
علی رهبری در آسیب‌شناسی جشنواره موسیقی فجر عنوان کرد

وزیر باشم، با هنرمندان چای می‌خورم و می‌پرسم چرا به جشنواره نمی‌آیید؟

«مشکل اساسی ما برنامه‌ریزی است. پول بهانه است! موزیسین‌ها عاشق کارشان هستند و اگر به آن‌ها احترام گذاشته شود با بودجه پایین هم حاضر به کار کردن هستند.» این‌ها جملات علی رهبری است؛ موسیقیدان و رهبر ارکستر شناخته شده بین‌المللی که در گفت‌وگو با ایسنا صحبت‌هایش را اینگونه آغاز می‌کند: من همیشه حرف‌هایم را می‌زنم؛ […]

«مشکل اساسی ما برنامه‌ریزی است. پول بهانه است! موزیسین‌ها عاشق کارشان هستند و اگر به آن‌ها احترام گذاشته شود با بودجه پایین هم حاضر به کار کردن هستند.»

این‌ها جملات علی رهبری است؛ موسیقیدان و رهبر ارکستر شناخته شده بین‌المللی که در گفت‌وگو با ایسنا صحبت‌هایش را اینگونه آغاز می‌کند: من همیشه حرف‌هایم را می‌زنم؛ اگر انتقاد وجود نداشته باشد هیچ چیز درست نمی‌شود.

در حالی که به آغاز سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر نزدیک می‌شویم او درباره این رویداد می‌گوید: من از روی تجربه حرف می‌زنم زیرا در جشنواره‌های مهمی مانند وین، مادرید، پراگ و غیره شرکت کردم اما هنوز متوجه نشدم هدف جشنواره موسیقی فجر چیست. این جشنواره مانند مانند آش شله قلمکاری است که خیلی زحمت آن را می کشند اما آدم احساس می‌کند هر چه را دم دست بوده داخل آن ریخته‌اند. من فکر می‌کنم ما نیاز به یک جشنواره بین‌المللی با خط مشخصی داریم.

رهبری معتقد است جشنواره باید فرهنگ‌سازی کند و در این زمینه بیان می‌کند: وقتی کار فرهنگی انجام می‌شود باید هدف آن بالا بردن سطح فرهنگ باشد. من فکر می‌کنم سطح کار آقای شاهین فرهت (دبیر سی‌وچهارمین جشنواره موسیقی فجر) بالاست اما وقتی برنامه جشنواره را نگاه می‌کنم احساس می‌کنم نه تنها بین‌المللی نیست و هدفی ندارد، بلکه برنامه‌هایی را که مردم دیده‌اند، به شکل فشرده در آن جمع‌آوری کرده‌اند.

این رهبر ارکستر اظهار می‌کند: در دنیا اول برای یک رویداد برنامه‌ریزی می‌کنند، بعد به دنبال آرتیست می‌گردند اما در ایران اینگونه نیست. ابتدا باید برای جشنواره برنامه‌ریزی کنند و بعد به دنبال هنرمندان بروند نه اینکه ببینند چه کسی وقتش آزاد است و در جشنواره حاضر می‌شود.

او با طرح این پرسش که چرا بهترین نوازنده‌های موسیقی ایرانی در جشنواره حضور ندارند؟ می‌گوید: من اگر وزیر باشم می‌روم و با این هنرمندان چای می‌خورم و می‌پرسم چرا به جشنواره نمی‌آیند؟ از طرفی خیلی از هنرمندان جوان و افتخارآفرین هم هستند که از طرف جشنواره به سراغشان نمی‌روند؛ در حالی که به نظرم آن‌ها باید جشنواره را افتتاح کنند.

رهبری با اشاره به جدول اجراهای سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر اظهار می‌کند: امسال به جز چند آنسامبل کوچک خارجی مابقی اجراها برای مخاطب تازگی ندارند و برنامه‌های معمولی هستند.

او با بیان اینکه یک جشنواره شش ماهه جمع نمی‌شود، خاطره‌ای تعریف می‌کند و می‌گوید: پنج شش سال پیش در استانبول ارکستر را رهبری می‌کردم با من تماس گرفتند که آیا می‌توانی ارکستری را که رهبری می‌کنی به جشنواره بیاوری؟ گفتم برای چه سالی آن‌ها را برای حضور در جشنواره دعوت کنم؟ به من پاسخ دادند که برای هفته بعدش ارکستر را می‌خواهند. خندیدم زیرا برنامه‌های ارکستر استانبول تا دو سال بعد بسته شده بود.

این موسیقیدان اضافه می‌کند: بنابراین از الان باید مذاکره با هنرمندان را برای جشنواره سال آینده آغاز کنند زیرا آرتیست‌های خوب وقتشان آزاد نیست. مشکل اساسی ما برنامه‌ریزی است. پول بهانه است؛ موزیسین‌ها عاشق کارشان هستند و اگر به آن‌ها احترام گذاشته شود با بودجه پایین هم به جشنواره می‌آیند.

او در بخش دیگری این گفت‌وگو از آینده شغلی هنرجویان و دانشجویان موسیقی سخن به میان می‌آورد و درباره دغدغه‌هایش در این زمینه می‌گوید: در ۲۵ سالگی رئیس هنرستان بودم اما بعد از سه سال ایران را ترک کردم؛ به وزیر وقت آن زمان گفتم به همه چیز رسیدگی می‌شود به غیر از نیاز واقعی آینده هنرجویان. این حرف‌ها مربوط به سه سال پیش از انقلاب است. پس از سی سال به ایران آمدم و در اولین قدم به هنرستان موسیقی رفتم اما متوجه شدم همه چیز غیر حرفه‌ای است. کارها را سطح پایین و در حد سرگرمی دیدم. درباره جشن هنرستان موسیقی هم که برگزار شد وقتی می‌شنیدم وضعیت بازنشستگی چقدر خراب است با خود می‌گفتم چرا و برای چه چیزی باید جشن بگیریم؟

رهبری در ادامه به دورانی که سکان مدیریت هنری و چوب رهبری ارکستر سمفونیک تهران را در دست داشت، اشاره و بیان می‌کند: پس از مدتی با رئیس جمهور شدن آقای روحانی از من خواستند به وضعیت ارکستر سمفونیک تهران رسیدگی کنم. من به ایران نیامدم چون درآمدم کم بود و می‌خواستم افزایشش بدهم؛ البته تمام غصه من این بود که به ارکسترها رسیدگی نمی‌شود. با این حال پس از حضورم در ارکستر سمفونیک تهران، بنیاد رودکی از من می‌خواست غیرحرفه‌ای و پروژه‌ای کار کنم، در حال حاضر هم نتیجه را به جایی رساندند که خودشان می‌خواستند.

او در ادامه می‌گوید: فکر می‌کنم آقای وزیر باید به مسائل جوان‌ها ورود کند چون بازیچه افراد غیرحرفه‌ای اداری شدند. آدم دلش می‌سوزد زیرا مشکل اساسی به هیچ وجه مادی نیست. زمان حضور من در ارکستر، اعضای جوان ارکستر سمفونیک تهران با وجود اینکه به آن‌ها حقوق داده نمی‌شد اما در تمرین‌ها حاضر می‌شدند و به کارشان ادامه می‌دادند.

رهبری گریزی هم به حاشیه‌های این روزهای ارکسترها می‌زند و اظهار می‌کند: ارکستر اختراع ایرانی نیست بلکه جهانی است. فرم استخدامش هم ساده است. هیچ جای دنیا نمی‌توانید موزیسینی را که با او قرارداد بسته‌اید، بیرون کنید. از طرفی این اولین باری نبود که در چند سال اخیر آزمون نوازندگی برای ورود به ارکستر انجام می‌شد و در دوره من هم این اتفاق رخ داده بود و حتی نوازندگان مطرح ارکستر هم در حضور ما آزمون دادند.

او ادامه می‌دهد: وقتی سه سال پیش از من دعوت کردند به ایران بیایم نمی‌دانید با چه جانی آمدم و به پستم در کره جنوبی جواب نه دادم. من وقتی در ایران حضور پیدا کردم هیچ آمادگی برای ارکسترها وجود نداشت.

رهبری که معتقد است از زبان خیلی‌ها حرف می‌زند به ویژه جوان‌ترها، تاکید می‌کند که در زمینه ارکسترها هیچ کمبودی جز «مربی» وجود ندارد.

این موسیقیدان در ادامه با اشاره به صحبت‌های لوریس چکناواریان – آهنگساز و رهبر ارکستر – که چند روز پیش گفته بود برای بهبود وضعیت کیفی ارکسترهای ایرانی باید همان‌طور که برای فوتبال مربی خارجی می‌آورند برای ارکسترها هم نوازنده و رهبر خارجی بیاورند، می‌گوید: حرف آقای چکناواریان درست است. البته صحبت از این نیست که رهبر ارکستر ایرانی یا خارجی باشد بلکه باید رهبری در ارکستر حضور داشته باشد که در عرض یک هفته سطح ارکستر را بالا بیاورد. ما اسفند ماه ۹۳ در عرض یک هفته نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران را برای نواختن سمفونی ۹ بتهوون با کمک آقای ارسلان کامکار آماده کردیم و آن‌ها این اثر را عالی نواختند. ما کمبودی از نظر نوازنده نداریم.

او ادامه می‌دهد: در ۸۰ سال گذشته رهبرهای ارکستر سمفونیک تهران محلی بودند در حالی که باید رهبر بین‌المللی در این ارکستر حضور داشته باشد. ارکستر و فوتبال، هر دو برای چهره مملکت مهم هستند؛ در فوتبال سطح بالا فکر می‌کنند و انتظار تیم درجه یک از ایران دارند اما در ایران هنوز متوجه نشده‌اند چقدر اهمیت دارد سطح ارکستر بالا باشد.

این رهبر ارکستر بیان می‌کند: من دلم می‌سوزد که لوریس چکناواریان را به زور به کار نکشیدند؛ او جزو معدود افرادی است که حرف‌هایش حرفه‌ای است.

او اضافه می‌کند: فوتبال بدون سرمربی نمی‌تواند فوتبال باشد ارکستر هم همین است. البته من به آینده خوشبینم زیرا می‌دانم امکانش هست یک هفته‌ای هم ارکستر را به سطح بالا رساند.

به گزارش ایسنا، علی رهبری فارغ‌التحصیل هنرستان عالی موسیقی ملی و اکادمی موسیقی و هنرهای زیبای شهر وین است. او در ۲۵ سالگی رئیس هنرستان عالی موسیقی ملی و کنسرواتوار تهران بوده است. او برنده مدال طلا برای ایران در مسابقات جهانی رهبری ارکستر در فرانسه و برنده مدال نقره برای ایران در مسابقات جهانی رهبری ارکستر در سوئیس است.

علی رهبری از طرف بیش از ۱۲۰ ارکستر سمفونیک جهان از جمله وین، برلین، لندن، آمستردام، بروکسل، تورنتو، توکیو، مکزیک و… برای رهبری ارکستر دعوت شده است و رهبر مهمان دائم ارکسترهای فیلهارمونیک چک، بلگراد و بروکسل است.

او همچنین رهبر دائم و مدیر هنری ارکسترهای سمفونیک در شهرهای بروکسل، پراگ، زاگرب، مالاگا و تهران بوده و دارای بیش از ۲۵۰ آلبوم در بازار جهانی است.

منبع: ایسنا

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه