گفتگویی با «اردوان وثوقی» از بیوگرافی تا روند موسیقی!/ من مینیمالیست نیستم! | پایگاه خبری تحلیلی خبر آوا | اخبار موسیقی ایران | Khabarava Music NEWSAGENCY
رفتن به بالا
  • جمعه - 1 فروردین 1394 - 03:37
  • کد خبر : ۵۴۲۴
  • مشاهده :  1046 بازدید
  • چاپ خبر : گفتگویی با «اردوان وثوقی» از بیوگرافی تا روند موسیقی!/ من مینیمالیست نیستم!

گفتگویی با «اردوان وثوقی» از بیوگرافی تا روند موسیقی!/ من مینیمالیست نیستم!

  صفحه موسیقی-شایان رسولزاده: «اردوان وثوقی» در نوجوانی ساز گیتار را نزد استاد «کیوان میرهادی» آموخت که آشنایی با میرهادی سبب شد وی به موسیقی کلاسیک علاقه و گرایش پیدا کند و به سمت فعالیت در موسیقی کلاسیک معاصر برود. وثوقی همچنین علوم آهنگسازی را نیز نزد استاد «علیرضا مشایخی» آموخته است. از علاقه‌تان به […]

 

صفحه موسیقی-شایان رسولزاده: «اردوان وثوقی» در نوجوانی ساز گیتار را نزد استاد «کیوان میرهادی» آموخت که آشنایی با میرهادی سبب شد وی به موسیقی کلاسیک علاقه و گرایش پیدا کند و به سمت فعالیت در موسیقی کلاسیک معاصر برود. وثوقی همچنین علوم آهنگسازی را نیز نزد استاد «علیرضا مشایخی» آموخته است.

از علاقه‌تان به موسیقی مینیمال بگویید و اولین بار کی کار شما شنیده شد؟

من علاقه زیادی به موسیقی مینیمال داشتم و واژه مینیمالیست در آن موقع برای بسیاری غریب بود. آن دوره، دوره‌ای بود که باعث شد من به مدت سه سال برای این نوع موسیقی تحقیق کنم و در آن زمان موسیقی کلاسیک معاصر خواندم.

اولین فعالیت آهنگسازی من که در معرض شنیدن قرار گرفت در نمایشگاهی با نام «مرد احتمالی» اثر «همایون سیروزی» بود.

چرا بازیگری خواندید و از همان ابتدا به سراغ موسیقی نرفتید؟

من در دوره هنرستان نتوانستم موسیقی بخوانم و رشته دیگری که دوست داشتم بازیگری بود و این رشته بعدها به من کمک‌ بسیاری کرد، چراکه موسیقی تاتر و نمایشگاه انجام دادم و دو اثر موسیقی برای انیمیشن کار کردم. البته کار جدی‌تر من آلبوم «سکوت سیاه» کار مشترکی با «نیما عطرکار روشن» بود که سه سال منتشر شد. نیمی از این آلبوم از ساخته‌های من و نیمی دیگر از ساخته های نیما بود که دی ماه امسال کنسرت این آلبوم به همراه سه قطعه جدید برگزار شد.

درمورد موسیقی بی کلام و عدم استفاده از کلام در موسیقی بگویید

برای من همیشه اولویت موسیقی بوده است، با خود کلام مشکلی ندارم چراکه خیلی خالص موسیقی میبینم، به موسیقی فکر میکنم و موسیقی من حرف موسیقی را میزند. اگر کلام اضافه شود، موسیقی به جایگاه دوم می‌رسد من همیشه کاری که کردم موسیقی برای موسیقی بود و هیچ وقت هم به دنبال موسیقی با کلام نرفته‌ام چرا که جزو علایق شخصی بنده نیست. علاقه ای ندارم اما مشکلی هم ندارم!

از همکاری‌هایتان در زمینه آهنگسازی بگویید

حدود دو سال پیش پروژه‌ای را با شعر و صدای استاد «احمد رضا احمدی» داشتم که در این آلبوم از کلام استفاده شده است اما کلام، آواز نیست و علاوه بر این تلاش کردم که سیستم متفاوتی از موسیقی که تا کنون شنیده‌ام و قطعاتی که منتشر شده است را انجام بدهم. در این کار تمام سعی‌ام بر این بوده است که موسیقی ارزش خودش را نسبت به شعر حفظ کند و سعی کرده ام به یک محصول سومی برسم که نه شعر باشد و نه موسیقی. ما می‌خواهیم به یک محصول سومی برسیم که شعر و موسیقی با هم باشد و هیچ کدامشان فدای آن یکی نشود.

نظر اطرافیان‌تان و خود استاد احمدی در مورد این کار چیست و آیا مخالفتی نداشتند با توجه به اینکه استاد احمدی یک شاعر هستند؟

کار بسیار سختی بود؛ من اول این پروژه قصدم بر این بود که صدای استاد احمدی را با موسیقی تطبیق بدهم که استاد میرهادی حرف جالبی زدند و گفتند: «مراقب باش قسمتی از تاریخ در دست توست، استاد احمدی یک شاعر تاریخی است و به صدای استاد دست نزن». به همین دلیل نزدیک به دو سال است که بر روی این آلبوم کار می‌کنم و پروژه بزرگی شده است.

چه زمانی را برای پخش آلبوم در نظر گرفته‌اید؟

تاریخ دقیقی برای پخش نمی‌شود اعلام کرد اما در سال 94 حتما ارائه می‌شود. تمایل داشتیم که در روز تولد استاد احمدی آلبوم را منتشر کنیم اما به دلیل طولانی شدن پروژه این کار میسر نشد. مجوز اشعار را یک سال پیش گرفته‌ایم، اما هنوز نتوانسته ایم موسیقی نهایی را برای دریافت مجوز به ارشاد ارائه دهیم. به احتمال زیاد آلبوم برای انتشار به ادیبهشت ماه، تولد استاد، نمی‌رسد اما تلاش می‌کنیم که تابستان منتشر شود.

نطرتان درمورد مقوله تنظیم چیست؟

در حوزه موسیقی آهنگسازی و تنظیم از هم جدا نیستند و آن‌چیزی که در موسیقی ما به نام آهنگساز ازش یاد می‌کنیم، من می‌گویم “ملودی ساز” و نه آهنگساز. ما وقتی می‌گوییم آهنگساز یعنی همه چیز موسیقی، یعنی اینکه چگونه موسیقی نوشته شود، صدا از کجا بیاید و چه خروجی‌هایی داشته باشد.

کمی درمورد موسیقی مینیمال بگویید

پس از جنگ جهانی، نوع پیچیده‌ای از موسیقی در اروپا شکل می‌گیرد و در دهه هفتاد در آمریکا فضا، جریان و ذهن آمریکایی‌ها فرق می‌کرد و آمریکایی‌ها با یکسری اِلمان‌های جدید موسیقی را کار می‌کنند با نام موسیقی «مینیمال» و چند آهنگساز شروع به کار کردن بر روی این شیوه می‌کنند.

زمانیکه موسیقی «مینیمال» گُـل کرد، عملا میگویند مردم به موسیقی کلاسیک برگشتند و مینیمالیست‌ها خوب توانستند نسبت به موسیقی آکادمیک جایگاهی پیدا کنند و این اتفاق خوبی بود.

شما هم یک مینیمالیست هستید؟

من نمیتوانم بگویم مینیمالیست هستم یا خیر و من تعیین کننده نیستم بلکه دیگران باید تعیین کنند که من مینیمالیست هستم یا خیر. اما موسیقی مینیمالیست خیلی به دوره‌ای که من صداهایش را می‌شنوم، صداهای شهری، ماشین ها و… نزدیک بود.

علاقه من به موسیقی مینیمال از موسیقی کلاسیک می آید، من در نوجوانی موسیقی کلاسیک دوست داشتم و بعدها آقای میرهادی بنده را با موسیقی مینیمال آشنا کردند و به سمت موسیقی مینیمال کشیده شدم.

من هنوز هم خودم نگفتم که موسیقی مینیمال کار کردم. چندین دوست دارم که نوع موسیقی‌هایی که کار می‌کنیم خیلی به هم نزدیک است و من نمیگویم مینیمالیست هستم چرا که منتقدین باید تصمیم بگیرند. مطمئنا من مینیمالیست خالص نیستم چراکه مینیمال خالص برای دهه هفتاد بود که تمام شد.

نظرتان درمورد موسیقی پاپ چیست و آیا تاثیری از موسیقی مینیمال داشته است؟

من موسیقی پاپ را دنبال نمی‌کنم و فقط در حد شنیدن بوده است و نه گوش دادن. اما به صورت کلی می‌توانم بگویم که موسیقی مینیمال روی تعداد زیادی از موسیقی‌های کل دنیا تاثیر گذاشته است. و این اتفاق می‌تواند روی موسیقی پاپ هم تاثیر گذاشته باشد چرا که موسیقی پاپ در ایران موسیقی تحت تاثیری است.

از چگونگی شکل گیری آلبوم «سکوت سیاه» بگویید

من و نیما هر دو به یک سبک موسیقی علاقه داشتیم و از آنجایی که کسی نبود، مجبور بودیم با یکدیگر بنشینیم، تحقیق و کار کنیم، بنویسیم و هر موسیقی که می‌ساختیم برای یکدیگر می‌گذاشتیم و اولین مخاطب‌هایمان خودمان بودیم و در جایی به این نتیجه رسیدیم که موسیقی‌هایمان یک محوریتی دارند و به هم نزدیک هستند و تصمیم گرفتیم قطعات را در قالب یک آلبوم مشترک منتشر کنیم. ما با «رامین صدیقی» آشنا شدیم که آشنایی بسیار خوبی بود و انتشارات «هرمس» جزو معدود انتشاراتی است که این موسیقی را می‌فهمد و دوست دارد، و پایش می‌ایستد.

مخاطب اینگونه موسیقی‌ها کم است نگران این موضوع نبودید؟

در درجه اول اگر کسی هم در کره زمین زندگی نکند من باز هم موسیقی کار می‌کنم و موسیقی می‌نویسم چراکه دوست دارم، و در این راه ببینم مخاطبی موسیقی من را دوست دارد و با من همراه است خوشحال می‌شوم و اینکه بازار روند موسیقی من را تعین نمی‌کند و ترجیح می‌دهم موسیقی روند موسیقی من را تعیین کند.

به‌نظرتان روند موسیقی را چه کسی تعیین می کند؟

روند موسیقی را مردم تعیین میکنند و ای کاش که اینگونه نبود و روند موسیقی را موسیقیدان‌ها تعیین می‌کردند. هیچ وقت نظر مردم بعنوان یک نظریه علمی مهم نیست موسیقی هم یک علم است و باید روندش را موسیقیدان‌ها تعیین کنند .

و کلام پایانی؟

امیدوارم اتفاق های خوب در موسیقی بی‌افتد.

12 13 14 11 10 9 8

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه